با سلام
ابتدا :
درباره فيلم :
2005/آمريكا رنگي
مايك نيول
ژانر : خانوادگي-بچه ها-فانتزي-فانتزي كودكانه
منفيات : خشونت
درجه بندي :PG-13
اكران : 18نوامبر 2005-آمريكا- كانادا- انگليس..
قالب ها : جادوي سياه-مدرسه اژدها-پري دريايي-سحر-افسون-جادوگري-قدرت هاي ماورا الطبيعه
تهيه كننده : وارنر بروز پيكچرز
بودجه : 130 ميليون دلار
شروع فيلمبرداري : 4 مي 2004
داستان : جوان كتلين رولينگ
فيلمنامه : استيو كلوز
بازيگران :
دانيل ردكليف-روپرت گرينت- اما واتسون- كلمنس پوسي- رالف فاينس- مايكل گامبون- آلن ريكمن- ميراندا ريچارسان-برندن گلسون- روبرت پاتيسون- تيموتي اسپل-راجر لوي پك- فرانسين ده لاتور....
با حضور افتخاري گروه رديوهد و پالپ
درباره كارگردان :
مايك كورماك نيول دانش آموخته دانشگاه كمبريج، سابقه هنري اش را با سه سال فعاليت نمايشي در توليدات تلويزيوني گرانادا آغاز كرد و پس از اينكه به عنوان يك كارگردان نمايش هاي تلويزيوني فارغ التحصيل شد كارش را با بزرگاني چون ديويد هار، ديويد ايگر ، هون ، هان اوزبورن ، جك روز نتال ، شروع كرد و به شهرت بسياري رسيد . او آن قدر در تلويزيون كار كرد تا اينكه روند موفقيتش از راه رسيد. اولين كاري كه براي تلويزيون ساخت مردي با نقاب آهنين در سال 1997 بود و به دنبالش در يك چرخش اساسي به آثار ترسناك روي آورد.. بيداري (1980)- خون بد (1981) از جمله همين كار ها بودند و سپس ميني سريال هايي چون دشمن خون (1983) درباره جيمي هوفا و رابرت كندي ارائه داد. اما عمده موفقيت و شهرت را در سال 1985 و با ساخت رقصيدن با يك غريبه تجربه كرد. فيلمي با بازي ميراندا ريچاردسان در نقش روت اليس آخرين زني كه در انگلستان اعدام شد. فيلم يك كنكاش زيبا در تاريخ بود كه نيول به خوبي از پس آن برآمد.سپس پدر خوب را در سال 1987 ساخت و بعد از آن هم يك فيلم سياسي درباره جنگ هسته اي به نام عالي جناب و زباله كه نتوانست آن قدر محبوب بشود، اما دوباره در سال 1992 با ساخت كمدي دوست داشتني آپريل افسون شده به صحنه ي پيروزي برگشت. فيلم در اصل قرار بود از شبكه BBCپخش شود اما نيول در يك خوش شانسي مضاعف با اكران اثر در ايالات متحده روبرو مي شود كه او را به شهرتي بين المللي مي رساند. در سال 1993 فيلم داستان ايرلندي در غرب را بازي گابريل بيرن ساخت و پس از آن كمدي رمانتيك معركه ((چهار عروسي و يك تشييع جنازه )) را در سال 1994 ارائه كرد.
اين فيلم را مي توان نوعي فيلم اكشن و تخيلي غلمداد كرد و بر خلاف ديگر فيلم هاي هري پاتر بيشتر به خلق صحنه هاي نو و جلوه هاي بصري تكيه دارد كه در ديگر مجموعه هاي اين داستان مي بينيم كه فيلم بر پايه داستان جلو مي رود فيلم 4 در واقع كمي درباره اين داستان نوشته رولينگ اغراق كرده در واقع مدرسه جادوگري هاگوارتز مبدل به هاليوودي عظيم مي شود و آنچنان فيلم جلوه هاي بصري زيادي را به نمايش مي گذارد كه نظر بيننده گاني كه داستان را نخوانده اند در باره فيلم عوض مي شود. در واقع اين امر باعث شده كه اين فيلم در صدر فيلم هاي پر فروش جهان جاي بگيرد و حتما منظور وارنر و كارگردان و مخصوصا فيلمنامه نويس نيز همين بوده. اين امر سبب شده كه در واقع داستان تحريف شود شاهد بسياري سانسورها بوديم كه شاهد اين مدعاست:
حذف كامل دورسلي ها
حذف كلي اتفاقات مهم جام كوئيديچ
حذف وينكي و دابي
حذف صحنه هاي سيريوس بلك
حذف ت.ه.و.ح
حذف صحنه هاي ارزيابي چوبدستي ها
تحريف در ريتا اسكيتر و موضوع جانورنما بودنش
حذف صحنه هاي مربوط به برتا جوركينز
حذف خانم ويزلي
10- تحريف در اتفاقات هزارتو ( ابولهول-لولوخورخوره-موجودات دم انفجاري و...)
اگر نظر كارگردان را در اين باره بپرسيد مي گويد: (( به علت كمي وقت فيلم))
از شما مي پرسم در جام آتش صحنه هايي چون راكو شدن ملفوي-نمايش هاي مدارس دورمسترانگ و بوباتون و... نشان داده شده بود آيا به نظر شما سخنان ولدومورت در قبرستان مهم تر است يا نمايش هاي مدارس؟؟؟
دراين فيلم علاوه بر اينكه بعضي از قسمت هاي داستان حذف شده بسياري از قسمت ها نيز تغيير كرده و كلا داستان را عوض كرده:
1-در فيلم بارتي كراچ پسر ديده مي شود كه علامت شوم رو در جام كوئيديچ درست ميكنه ولي در كتاب وينكي در حالي كه چوب هري را داشته پيدا مي شود
2- در كتاب دامبلدور در روز آغاز مدرسه مسابقه سه جادوگر رو اعلام مي كنه و چند هفته بعد شاگردهاي دو مدرسه مي آيند ولي در فيلم برعكس هست
3- در كتاب هري نا اميد از اينكه در مر حله دوم مي بازد در حالي بيدار مي شود كه دابي به او آن ماده را ميدهد ولي در فيلم هري و نويل قدم زنان به سوي مرحله دوم مي روند و نويل آن ماده را به هري مي دهد
4- در كتاب بعد از اينكه هري به فرمان پدر و مادرش جادوي قبلي پيش را ميشكند به سوي رمزتاز(كاپ سه جادوگر) كه چندين متر با آنها فاصله داشته مي دود و مرگ خوارها نيز به دنبالش و با طلسم مي آيند ولي در فيلم هري بلافاصله و درست يك متر آن طرف تر به كاپ ميرسد و به هاگواترز بر ميگردد
5- در كتاب فرانك برايس وارد اتاق شده وبا ولدومورت جر و بحث مي كند و سپس ولدومورت او را مي كشد ولي در فيلم ولدومورت قبل از اينكه فرانك برايس داخل شود او را مي كشد
6- در كتاب هري خواب فرانك برايس را در اتاقش در خانه دورسلي ها مي بيند ولي در فيلم در پناهگاه مي بيند
7- در كتاب دامبلدور مودي را به عنوان معلم دفاع در برابر جادوي سياه معرفي مي كند ولي در فيلم دامبلدور فقط با مودي دست ميدهد مودي كه براي بيننده ناشناس است
8- در كتاب بارتي كراچ پدر در حالي كه ديوانه شده بود با هري حرف مي زند ولي درفيلم هري او را بيهوش روي زمين مي بيند
9- در كتاب درباره امتحانات سمج صحبت مي شود و سختگيري معلم ها به دانش آموزان سال چهارم ولي در فيلم خبري درباره درس و مدرسه نيست
در واقع فيلم چهار تنها نكته مثبتي كه داشت از آن حالت خشك بيرون آمد و كمي به فيلم هاي اكشن آمريكائي نزديك شد و از نظر داستاني بسيار افت داشته است. بهر حال ديدن اين فيلم را به شما پيشنهاد میکنم
از ايرادات ديگري كه مي توان به كل مجموعه فيلم هاي هري پاتر گرفت تغيير كارگردان است.چرا كه ميبينيم در طي اين مجموعه هر يك از فيلم ها داراي نوع خاصي هستند در فيلم1و2 داستان حالتي رمانتيك و داستاني دارد و اين بازيگران اند كه داستان را مي سازند در فيلم3 اين دكور و صحنه و موزيك است كه بار اصلي فيلم را جلو مي بردودر فيلم4 ايجاد جلوه هاي بصري است كه فيلم را ساخته ولي در داستان رولينگ اين تمام عناصر موجود هستند كه دست به دست هم داده و داستان را به پيش مي برند وارنر بايد با كارگرداني قرارداد مي بست كه حاضر بود تمام 7 فيلم را كارگرداني كند چرا كه در اين صورت حداقل پراكندگي ژانرها را در اين فيلم ها نمي ديديم البته بايد اين نكته را ذكر كنيم ضعف فيلمنامه نويس نيز در اين امر موثر بوده زيرا تمام اين 4 فيلم را استيو كلوز نوشته ولي ما شاهد بسياري تغييرهاي چشم گير در 4 فيلم هستيم..
در فيلم 4 تنها بازيگري كه موفق عمل كرده بود برندن گلسون(مودي چشم بابا قوري)بود كه به خوبي حركات ورفتارهاي مودي تقلبي را كه در كتاب هري پاتر و جام آتش آمده بوداجرا كند
در واقع مهمترين ايراد اين نقش گريم بد آن بود همان طور كه گفتند ريچارد هريس در فيلم 1 و2 به بهترين نحو اين نقش را اجرا كرده بود و علت آن گريم خوب آن است ولي در بيان حركات در هر داستان دامبلدور حركاتي ويژه انجام ميدهد و ميزان خشونتش را نيز رولينگ در هر داستان مشخص كرده است و در جام آتش نيز دامبلدور بسيار خشمگين و مضطرب خود نمايي مي كرد. و از نكات مثبت ديگر فيلم موسيقي مناسب با فضاهاي فيلم بود مخصوصا انتها و ابتداي فيلم.
چيزي كه فيلم را به دل همه مي نشاند ابتداي بسيار زيباي آن است كه تن بيننده را به صندلي سينما خشك مي كند(مخصوصا تلفظ ورد آوادا كداورا توسط ولدومورت در ابتداي فيلم)و هر كس كه اين فيلم را ديده به بقيه پيشنهاد ميكند كه ابتداي فيلم را حتما تماشا كند و ديگر آن كه گريم ولدومورت در انتهاي فيلم واقعا شاهكار است و من كه واقعا لذت بردم ولي حيف كه اين فيلم نتوانست به داستان پايبند باشه وگرنه يكي از شاهكارهاي سينما مي شد . يك خبر بد به شما بدهم ديگه فيلمي به اين شكل از مجموعه فيلم هاي هري پاتر نخواهيد ديد دوباره فضاي فيلم چيزي مثل فيلم2و3 مي شود و من مطمئنم علت اين امر هم كه اين قسمت به اين شكل شده اين است كه داستان اين قسمت فيلم كه توسط رولينگ نوشته شد از حواشي زيادي برخوردار بوده و كارگردان و فيلمنامه نويس مي توانستند بيشتر روي آنها كار كنند ولي داستان5 ديگر اين چنين نيست و در واقع بايد با داستان پيش رفت و باز به همان حالت كلاس هاي درسي و مدرسه و مشكلات بچه ها مي رسد ولي چون فيلمنامه5 را كلوز نمي نويسد اميد برود از فيلم4 بيشتر به داستان پايبند باشد.
از سكانس هاي خنده دار فيلم جشن كريسمس بود.واقعا شبيه به پارتي شده بود و در واقع آدم فكر مي كرد كه اين جشن در يك اتاق20در 10متر اجرا ميشه ولي در واقع وقتي شما سرسراي بزرگ را در فيلم هاي 1تا3 و حتي خود فيلم 4ميبينيم بيش از 60 در 50 متر است. و يا مرحله سوم كه با كتاب زمين تا آسمان فرق مي كنه و آدم فكر ميكنه كه چقدر اين مرحله آسان است و در واقع هر 4 نفر بايد برنده ميشدند زيرا كه بيشترين موانع واقعا مشكل!!!وزيدن باد شديد يا فوقش درخت هاي خاردار و شاخه دار در جلوي پاي آدم و خبري از ابوالهول و موجودات دم انفجاري و لولوخورخوره و... (مراجعه به كتاب جام آتش فصل: مرحله سوم)نيست و در واقع آدم فكر مي كنه كارگردان و مخصوصا فيلمنامه نويس مي خواسته اين قسمت را ماست مالي كرده و به قسمت ولدومورت برسد.يا اينكه صحبت هاي ولدومورت براي مرگ خوارهاي كه تعدادشان از آنان كه در فيلم نشان داد دو برابر بيش تر بود!!كه بسيار مهم بود و در برگيرنده اطلاعاتي مهم از نقشه هاي مهم ولدومورت براي بازگشت خودش در 3 داستان گذشته و همين داستان 4بود را حذف كردند و اينكه كار بارتي كراچ را خيلي راحت تمام كردند بي آنكه صحبتي درباره نقشه هايش و اينكه چطور مقدمات بازگشت ولدومورت انجام داده بود كه بسيار هم براي تفهيم اين فيلم مهم بود بكند.
و ديگر آنكه موضوع مهم هاگريد (غول بودن مادرش) كه در داستان 5(ماجراي هاگريد) بسيار مهم بود حذف شد.
البته اين نكته نيز قابل ذكر است كه فيلم 3 كه در طي مدت دوسال ساخته شد ضعيفتر بود نسبت به جام آتش كه در طي مدت1 سال ساخته شد و اين فيلم با مدت بسيار فشرده اي كه فيلمبرداري و ساخته شد كار قابل قبولي را به بينندگان هري پاتر ارائه كرد چرا كه خودتون هم آمارهاي فروش فيلم راداريد و اين نشان ميدهد طرفداران هري پاتر اين فيلم را بيشتر از 3 فيلم ديگر هري پاتر مي پسندند . در كل تنها و مهمترين ايراد اين فيلم له كردن داستان به طرز فجبهانه اي بود ولي در نهايت فيلم خوبي تلغي ميشود.
پدی هری از با سابقه ترین وبلاگها در زمینه پشتیبانی اخبار پدیده و داستانی مهم به نام هری پاتر است. از اینکه از این وبلاگ بازدید می فرمائید. متشکریم..نظرات شما به ما کمک میکند